نگاهی به روش مدیریت امام علی (ع)نوشته محسن احمدی

نگاه امام به حاکم و حکومت

علی (ع) فرمود:

«هر حاکم و فرمانروایی از حوایج مردم فاصله بگیرد خداوند در قیامت از او وحوایجش فاصله خواهد گرفت، و اگر هدیه قبول کند خیانت کرده و اگر رشوه بگیرد مشرک است.

اصلاح امور هر جامعه‌ای در گرو کارگزارانی لایق و کاردان است؛‌ از این رو رهبران و زمامداران نیک اندیش، کوشیده‌اند کارمندان و کارگزارانی را به خدمت بگیرند که لیاقت کار را داشته باشند. در تاریخ سیاست، ما حساسیتهای بسیاری را از جانب زمامداران، نسبت به کارگزاران دیده‌ایم، اما هیچ کدام به حساسیت و دقتی که پیشوای بزرگ انسانها علی(ع) داشت نمی رسد. فرمانهایی که رهبران غیر الهی در عزل و نصب کارگزاران خود صادر می‌کردند از آنجا که برخوردار از یک بینش کلی بر ابعاد وجودی انسان نبود،‌عموماً‌ اگر جایی را آباد می‌کرد، قسمتهایی را هم ویران می‌نمود.

اما فرمانهای امام علی(ع) چون مولایش رسول الله(ص) از یک جامعیتی برخوردار بود، زیرا آن بزرگوار چون با خداوندگار هستی، پیوند عمیقی خورده بود، و آثار این پیوند در جزءجزء زندگی فردی و اجتماعی‌اش نمودار بود،‌ فرمانهایش نیز همه جانبه بود به طوری که همه‌ ابعاد وجودی انسان را در بر می‌گرفت. وقتی به کارگزاری،‌مسائل حکومتی را گوشزد می‌فرمود، او را به تقوا و ترس از خدا و توجه به آخرت نیز دعوت می‌کرد،‌ هنگامی که‌ آنان را به جمع‌ آوری مالیات فرمان می‌داد، رعایت حال مردم و توجه به حفظ شخصیت آنان و پرهیز از تهدید و زور را هم متذکر می‌شد.

حتی وقتی که آن امام(ع) نسبت به یک کارگزار متخلف، خشم می‌گرفت و او را از کار برکنار می کرد نکته‌های عمیقی را در فرمان عزلش متذکر می‌شد، علی(ع) هیچگاه کسی را روی اغراض شخصی برکنار نکرد چنانچه روی حب و علاقه و یا عواطف قومی بر سر کار نیاورد، ‌بلکه هر کاری می‌کرد و هر عزل و نصبی در حکومتش صورت می گرفت بر اساس تقوا و انجام وظیفه، صحت عمل و ... بود، زیرا حکومت بلکه همه دنیا از دیدگاه آن حضرت یک امانت و وسیله‌ای برای گرفتن حق مردم و جلوگیری از تجاوز ستمگران بود نه استثمار و بهره‌وری از جامعه و مردم، او حکومت را برای استقرار عدالت و اجرای قوانی الهی می‌خواست نه سودجویی و خودخواهی و غرور و... او بارها و بارها نگرش خود را درباره حکومت یادآور می شد.

به ابن عباس فرمود:

«به خدا سوگند! این (کفش کهنه) را از حکومت شما دوست‌تر دارم مگر آنکه حقی را برپا سازم یا باطلی را براندازم

پس از پایان جنگ جمل وقتی امام(ع) وارد کوفه شد، در نامه‌ای برای «اشعث بن قیس» فرماندار آذربایجان نوشت:

  «ای اشعث! فرمانداری و حکومت برای تو وسیله آب و نان نیست، بلکه امانتی است در گردنت، و تو باید مطیع مافوق خود باشی. درباره رعیت حق نداری استبداد به خرج دهی. درمورد بیت المال به هیچ کاری جز با احتیاط و اطمینان اقدام مکن. اموال خدا دراختیارت می‌باشد و تو یکی از خزانه‌داران او هستی که باید آن را به دست من بسپاری و امید است من رئیس بدی برای تو نباشم

با توجه به برداشت امام (ع) از حکومت در نامه فوق؛ مطمئناً علی(ع) کارگزاران کشورش را برای خدمت به مردم می‌گمارد. وی آنها را می‌گذارد تا نظام اسلامی را به بهترین وجه اداه کنند و برای جامعه اسلامی رفاه و آسایش را به ارمغان آورند و لذا به وضوح می‌بینیم که در عزل و نصبها هرگز روابط خویشاوندی و دوستی را مد نظر نمی‌داشت و روش سیاستمداران دنیاپرست را که در راستای بقای حکومت خود عمل می‌کنند نداشت و تحت تأثیر جوسازیها قرار نمی‌گرفت. او تنها رضای خدا را در نظر داشت و به مصلحت مردم ‌می‌اندیشید. با توجه به این نگرش امام(ع) به حکومت، معیارهایی که در عزل و نصب کارگزاران به کار می‌بسته و توقعاات و انتظاراتی که از آنان داشته است، مشخص می‌شود.

 وظایف کارگزار

امام علی(ع) وقتی فرمانی برای کارگزاری می‌نوشت به آن چه که اساس و بقای حکومت و نیز مسائلی که متضمن سعادت خود کارگزار و جامعه بود اشاره می‌فرمود:

1-      تقوای الهی

2-      ترس از آخرت

3-      خوشرفتاری با مردم

4-      عدالت اجتماعی  و...

 یکی از این فرمانها نامه‌ای است که آن حضرت برای مالک اشتر، هنگامی که او را برای استانداری مصر فرستاد، نوشته است. که در اینجا به آن می پردازیم.

«این است فرماند بنده خدا علی امیرمؤمنین به مالک ابن حارث اشتر در حکمی که به وی داده، آن هنگام تصدی امور خطه مصر را به او سپرده است، تا مالیات آن سرزمین را بگیرد و با دشمنان بجنگد و به اصلاح مردمش بپردازد و شهرها را آباد کند

در آغاز این نامه، حضرت خود را «عبدالله» نامیده است و این درسی است برای مقامداران و عنوان‌داران که فراموش نکنند بنده خدایند و در برابر او مسؤولند و پست و مقام آنها را غافل نسازد.

سپس وظایف یک کارگزار را به طول خلاصه بیان می‌کند:

1) جبایة خراجها: جمع آوری مالیات؛ یعنی تأمین بودجه‌های مورد نیاز کشور از طریق مالیاتها

2) جهاد عدوها: جهاد با دشمنان خدا و تأمین امنیت کشور

3) استصلاح اهلها: اصلاح زندگی مردم در جنبه های مختلف مادی،‌ معنوی، فرهنگی، دینی، حقوقی و غیره

4) عمارة بلادها: عمارت و آبادی کشور

این چهار اصل کلی، باید همیشه مد نظر کارگزار و هر دستورالعملی باید درجهت اهداف فوق، صادر شود.

 ملاک  گزینش کارمندان

حضرت آنگاه دستوراتی می دهد که در جهت پیاده کردن چهار اصل کلی فوق است. مهمترین آنها دستورات معیار انتخاب و نحوه گزینش کارمندان است، چون اصلاح امور مردم و اداره جامعه بدون کارمند ممکن نیست که در این جا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

 ضوابط نه روابط

در رعایت ضوابط برای گزایش کارمندان می‌فرماید:

«ای مالک! در کارهای کارمندانت دقت کن، آنها را امتحان و آزمایش به کار بگمار و از روی بخشش و دلخواه استبداد نباشد زیرا استبداد و تسلیم تمایلات شدن، کانونی از شعبه‌های جور و خیانت است

زیرا اگر ملاک گزینشها به فرموده امام (ع) دقت و امتحان و لیاقت و تقوا باشد نه تنها از کارشکنی و رشوه خواری دوری می‌کند بلکه در دیگران هم ایجاد انگیزه‌های الهی و معنوی می‌نماید و بر عکس کارمندان ضعیف الایمان کانونهای فساد و ارتشاء و کم کاری خواهند بود.

 تجربه و کاردانی

از جمله شرایط گزیش کارگزار، باید تجربه و کاردانی باشد در این باره امام(ع) می‌فرماید:

«کارمندانی را انتخاب کن که دارای تجربه باشند

زیرا کارمندان بی تجربه و غیر کاردان، پیش از آن که مصلح و کاری باشند مخرب خواهند بود آنها با کارهای خام، موجب هدر رفتن بیت‌المال خواهند شد و چه بسا اثرات کارهای ناشیانه آنان تا سالهای سال برجا بماند.

 حیا و عفت

از جمله شرایط کارمند خوب در یک نظام اسلامی، حیا و عفت است که حضرت در سفارش خود به مالک می‌فرماید:

«از کسانی انتخاب نما که دارای حیا و عفت باشند

زیرا کارمندان چون با عموم مردم از زن و مرد سر و کار دارند باید عفت عمومی را حفظ نمایند و افرادی بی‌حیا برای ارباب رجوع خود قداستی قائل نیستند و ممکن است کم‌کم محل کار او مرکز فساد اخلاقی قرار گیرد و امنیت نوامیس مردم از بین برود.

 اصالت خانوادگی

از شرایط گزیشن کارمندان در نظام اسلامی این است که از خانواده های صالح و پاکدامن باشند.

امام در این باره به مالک می‌فرماید:

«آنان را از خانواده‌های پاکدامن و صالح انتخاب کن

زیرا افراد بی‌خانواده و غیر نجیب برای شخصیت افراد، ارزشی قائل نمی‌شوند در آبرو ریختن مردم ابایی ندارند چون خود بی فضیلت و بی شخصیت هستند. خیال می‌کنند همه مردم چنین هستند، ولی انسانهای شریف و ریشه‌دار چون از آبروی مردم آگاهی دارند قهراً برای آبروی مردم احترام فوق‌العاده قائل هستند و این از وظایف کارگزاران است که در انتساب کارمندان در این‌باره دقت نمایند.

 پیشگامان در نهضت اسلامی

از مزایای یک کارمند خوب، پیشگامی او در اسلام و نهضت اسلامی است که این پیشگامی در اسلام را قرآن کریم ستوده است: gالسابقون السابقون اولئک المقربون و لذا علی(ع) با توجه به منطق و دید قرآنی خویش به مالک می‌فرماید:

«از کارمندانی انتخاب کن که سابقه‌اشان در اسلام بیشتر است»

آری، سپردن مسئولیت به دست آنانکه نور الهی در دلشان زودتر تابیده در انجام وظای به مراتب بیشتر کوشا خواهند بود تا کسانی که تازه به اسلام گرویده‌اند، و این ملاک در امور دیگر هم می‌آید.

امام(ع) در بیان این ملاک می فرماید:

«زیرا اخلاق چنین افرادی بهتر و خاندان آنا پاکتر، و همچنین طمعشان کمتر و در سنجش عواقب کارها بیناترند

  وظایف حاکم

مسئوولیت یک نظام اسلام برای حفظ و حراست جامعه اسلامی بایستی در رفاه کارمندان، کمال کوشش و جدیت نموده و از رفتار و کردار آنان مراقبت نمایند تا به بهانه مشکلات مالی به رشوه‌خواری و خیانت گرفتار نشوند و با مراقبت آنان محل طمع دیگران قرار نگیرند از جمله وظایف حاکم خوب این است:

 تأمین حقوق مالی

امام(ع) در تأمین حقوق کارمندان به مالک اشتر چنین دستور می‌دهند:

«سپس به آنها حقوق فراوان بده (یعنی حال که آدم خوب و خانواده‌داری است به این اکتفا نکن که هرچه کم هم به او دادیم عیبی ندارد، نه، این طور نیست باید به او حقوق کافی که از هر جهت وی را تأمین کند پرداخت) زیرا این کار، آنها در اصلاح خویش تقویت می‌کند و دنبال خیانت و رشوه نمی‌روند و از خیانت اموالی که (مثل صدقات،‌ زکوات، مالیاتها، عوارض و...) در اختیار آنهاست بی نیاز می سازد؛ به علاوه چنانچه از دستور تو سرپیچی کردند و در امانت خیانت ورزند حجت بر آنها تمام است و می‌توانی مختلف را تنبیه کنی.»

 فرستادن بازرس و گماردن مأمور مخفی

امام علی (ع) تأکید می‌کند که کارمندان را به حال خود رها نکنی تا هر کاری بخواهند بکنند. لذا امام به مالک اینچنین می‌فرماید:

«رسیدگی کن کارهایی را که عمال تو می کند، جاسوسهایی را از مأموران راستگو و با وفا بفرست (مخفی باشند تا شناخته نشوند) تا کارهای آنان را زیر نظر بگیرند. زیرا بازرس مداوم و دائمی باعث می‌شود که آنها به امانت‌داری و خوش‌رفتاری با زیردستان و مردم ترغیب شوند.

 نظارت کامل بر اطرافیان

امام علی(ع) تأکید بر مراقبت کامل از اطرافیان می‌نماید، لذا به مالک چنین می فرماید:

«اعوان و انصار خویش را که دور بر تو هستند سخت زیر نظر بگیر که از قدرت حکومت سوء استفاده نکنند و دست به رشوه‌خواری یا مردم آزاری نزنند

 مجازات فوری کارمندان متخلف

سپس امام (ع) برای متخلفین، فرمان تند و صریحی صادر می فرماید:

«با توجه به آن چه سفارش شد حال اگر یکی از کارمندانی که معین کرده‌ای، دست درازی کرد و خیانتی مرتکب شد یا با مردم بدرفتاری نمود و مأموران( راستگو و با وفای) سری تو متفقاً گزارش دادند که فلان امیر یا حاکم،‌ قاضی یا استاندار و ... به کار مردم نمی‌رسد یا از مردم رشوه‌ می‌گیرد و برای تو ثابت شد، به همین مقدار از شهادت اکتفا کن و فوراً ‌او را احضار و او را زیر تازیانه کیف بگیر و به مقدار خیانتی که کرده تنبیه کن، و رشوه‌هایی که گرفته از او پس بگیر.»

 عزل کارمند خائن

امام(ع) به این مقدار عقوب اکتفا نکرد بلکه اضافه فرمود:

«پس از این او را به کار مذلت نصب کن؛ (یعنی دیگر به او شغل قبل را واگذار مکن چون خیانت کرده و سوء استفاده نموده است) و داغ خیانت را به پیشانیش می‌گذاری؛ (یعنی همه مردم را او را به عنوان خائن بشناسند) و به گردنش عار تهمت بیفکن؛ (یعنی طوری شود که در جامعه متهم باشد که هیچ کس او را برای کار انتخاب نکند

 خلاصه...

این دستورات امام علی(ع) راجع به کارمندان دولت بود که اولاً دستور به گماردن افراد خوب می‌دهد بعد هم می‌فرماید: آنها را تأمین مالی کنند سپس به مراقبت محرمانه می دهد . در آخر اگر خلافی کردند دستور می‌دهند به بدترین وجه با آنها رفتار نمید و برای همیشه آنها را از کار برکنار کنند.

 نحوه برخورد کارگزاران با مردم

یکی از معیارهایی که می‌توان حکومتها را با‌ آن سنجید، ‌نحوه برخورد کارگزاران آن حکومت با مردم است؛ این معیار،‌ بسیاری از خصوصیات درونی کاگزاران یک حکومت را هم نشان می‌دهد. در طول تاریخ، از جانب دانشمندان و ادیان مختلف اظهارنظرهای گوناگونی درباره نحوه برخورد حکومت با مردم شده است. مقایسه اجمالی این تئوریها با آن چه که امام علی(ع) فرموده است می‌تواند برتری آشکار اسلام را بر دیگر مکاتب و ایدئولوژیها نشان دهد.

ژان ژاک روسو می‌نویسد: «کالیگولا(امپراطور خونخوار روم) می گفته است:"همان طوری که چوپان طبیعتاً بر گله‌های خود برتری دارد، پیشوایان قوم، جنساً بر مرئوسین خویش تفوق دارند." و از استدلال خود نتیجه می‌گرفته است که آنها نظیر خدایان، و رعایا نظیر چارپایان می‌باشند

وی می نویسد:«گرسیوس رجل سیاسی و تاریخ نویس هلندی قبول ندارد که قدرت رؤسا فقط برای آسایش مرئوسین ایجاد شده است،‌ وی برای اثبات نظریه خود وضیعیت غلامان را شاهد می‌آورد و نشان می‌دهد که بندگان برای راحتی اربابان هستند نه اربابان برای راحتی بندگان

این طرز نگرش بعضی از سیاستمداران و نظریه پردازان غربی پیرامون رابطه کارگزاران با مردم است. اما منطق علی(ع) را بنگرید که چگونه به مردم اهمیت می‌دهد و ارزش انسان را بالا می‌برد؛ در فرازی از این خطبه می‌فرماید:

«خداوند برای من به خاطر این که امام و حکمران شما هستم حقی برا شما قرار داده است و برای شما نیز بر من همان اندازه حق است که از من بر شما. همانا حق برای گفتن، وسیعترین میدانها برای عمل کردن و انصاف دادن، تنگترین میدانهاست. حق به سود کسی جریان نمی‌یابد مرگ آن که به زیان او نیز جاری می‌گردد و حق از دیگران بر عهده اش ثابت می‌شود، و بر زبان کسی جاری نمی‌شود و کسی را متعهد نمی‌کند مگر اینکه به سود او نیز جاری می‌گردد و دیگران را درباره او متعهد می‌کند

و نیز در فرازی دیگر از همان خطبه می‌فرماید:

«با من آن سان که با جباران و ستمگران سخن می‌گویند سخن نگویید، القاب پرطنطنه برای به کار نبرید، آن ملاحظه‌ کاریها و موافقتهای مصلحتی که در برابر مستبدان اظهار می‌دارند در برابر من اظهار مدارید، با من به سبک سازشکاری معاشرت نکنید، گمان مبرید که اگر سخن حقی به من گفته شود بر من سنگین آید و یا از کسی بخواهم مرا تجلیل و تعظیم کند که هر کس شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او سنگین‌تر است. پس از سخن حق یا نظر عادلانه، خودداری نکنید

و بر همین اساس به کارمندانش نیز همانگونه دستور می‌دهد که برای خود می‌خواست. امام (ع) در نامه‌ای به «زیاد بن ابیه» هنگامی که او را جانشین عبدالله بن عباس در استان فارس کرد چنین نوشت:

«همواره دادگستر باش و از خشونت و سختگیری نابجا و ستمگری بپرهیز، چرا که سختگیری موجب فرار مردم از وطن می‌شود و ظلم و ستم، مردم را به قیام مسلحانه فرا می‌خواند.»

از این کلام حکمت بار چنین می‌فهمیم که تعدی و تخلف کارگزاران همواره از عوامل مهم قیام و مبارزه مسلحانه مردم علیه حکومتهاست.

زخمشری چنین رویات کرده است که: علی(ع) به کارگزارانش می‌فرمود: «بر تقوای خدایی – که شریکی برای او نیست – باش. بعد می‌فرمود: هرگز مسمانی را نترسان و به زور بر او وارد نشو. بیشتر از حق خدا از آنان چیزی نگیر. وقتی که سر به سرزمین آنها رفتی به سرچشمه آب آنها وارد شود و به خانه کسی وارد نشو. با وقار و سنگینی به سوی آنها روان شو و در میان آنان که وارد می‌شوی سلام کن و از سلام و احترام، کم نکن. بعد به آنها بگو: ای بندگان خدا! ولی و خلیفه خدا مرا به سوی شما فرستاده تا حق خدا را از اموالتان دریافت کنم. پس آیا در اموال شما حقی از خدا هست تا آنا ره به ولی او برسانم؟ اگر کسی گفت: نه، به او حق مراجعه نداری و اگر کسی گفت: آری، با خودش می‌روی بدون آن که او را بترسانی یا تهدید کنی یا ستمی روا داری یا او را به زحمت بیندازی. بلکه هرچه از طلا و نقره در اختیارت گذاشت می‌گیری و به بیت المال می‌رسانی.

باز امیرالمؤمنان سفارش روی سفارش داشت و عامل خود می‌فرمود:

«اگر اموال آن شخص، گوسفند، شتر و امثال آنهاست بدون اجازه وارد آنها نمی‌شوی، چرا که بیشتر آنها از آن اوست و اندکی از آن مربوط به بیت المال است و اگر میان آن حیوانات رفتی مثل طلبکار با زور و درشتی بر آنها داخل نشو و از حیوانی اظهار نفرت یا ترس نکن و صاحبش را بدان بدگمان نساز

و در قسمتی از فرمان مالک اشتر، امام(ع) دستور العملی صادر می‌کند که برای همه کارگزاران مفید و مؤثر است و باید آن را نصب العین خود قرار دهند، آن جا که می‌فرماید:

«باید محبوبترین امور در نزد تو آن باشد که به حق نزدیکتر است و آن چیزی که شامل عدل بیشتری است و چیزی باید پیش تو محبوبتر باشد که رضایت رعیت تو را بیشتر تأمین می‌کند پس باید بکوشی تا رضایت ملت را به دست آوی، زیرا خشم توده مردم، خشنودی خواص را بی اثر می سازد اما ناخشنودی خاصان، با رضایت عموم، جبران پذیر است.»]

بار دیگر تأکید می فرماید:

«همانا پایه و نگهدارنده دین و جامعه مسلمن و توشه و ابزار جنگ علیه دشمنان، تنها توده مردم هستند (زیرا آنها سرباز می‌دهند، کمک مالی می‌کنند تا کشور و ملت و دین می‌ماند) بنابر این دل و گوش تو متوجه آنها باشد (رضایت آنها را حاصل نما).»

در قسمت دیگر از فرمان، امام (ع) کارگزار خود را سفارش می‌کند که:

«افرادی که به دنبال عیوب مردم هستند از تو دور باشند، چراکه مردم معصوم نیستند، عیبهایی دارند. سزاوارتر است که والی تا حد امکان عیوب مردم را بپوشاند و عیبهایی که از تو پنها است کشف مکن تنها بر تو واجب است عیوب که آشکار شد است پاک کنی (زنا کار را حد بزنی تا عبرت دیگران شود و گناه نکند) و آنچه از تو مخفی است خدا درباره آن حکم می‌کند (تو تحقیق نکن تا گناهکار را پیدا کند) پس تا جایی که می‌توانی عیب مردم را بپوشان تا خداوند عیوبی که تو دوست داری برای مردم فاش نشود مستور دارد، با کار خوب عقده آنها را که کینه دارند باز کن و اساب دشمنی و عداوت را قطع کن تا به تو علاقه‌مند شود که بتوانی بر مردم حکومت کنی و از آنچه برایت روشن نیست تغافل نما و هیچگاه در تصدیق سخن چنین عجله مکن (زیرا ممکن است دروغ بگوید) زیرا سعایت کننده خیانتکار است ولو خود را شبیه خیرخواهان قرار بدهد.»

 این سفارشهای امام علی همه در جهت احترام به شخصیت مردم بود، از همین روست که عبدالفتاح عبدالمقصود می‌نویسد:

«به دنبال حوادث گوناگون، صفحه جدیدی از تاریخ اسلام گشوده شد که شایسته است درخشانترین صفحه آن تاریخ به شمار رود،‌زیرا کلید امور به دست بهترین مهردم و پس از رسول خدا شایسته‌ترین کس افتاد، چون بیعت امام علی(ع) را به یاد آوریم و عواملی را به یاد آوریم و عواملی را که بدان منتهی شد از نظر بگذرانیم.، آشکارا می‌بینیم که چگونه خواست طبقات عامه غالب گردید و دولت و حکومت علی(ع) با وجود اکراه خاصان و اشراف در همه جای کشور بر دوش توده‌های ملت اسلام برپا شد

 علی(ع) و کارگزاران خطاکار

در دوران خلفا، احیاناً‌ کسانی کارگزار حکومت بودند که صلاحیت این کار را نداشتند،‌ این امر بویژه در زمان حکومت عثمان، بسیار چشمگیر و واضح بود. وی افرادی را به کارهای حکومتی می‌گمارد ه به هیچ رو، درد و سوز اسلام را نداشتند و فقط به منافع شخصی خویش و اندوختن سیم و زر می‌اندیشیدند.

هنگامی که مردم با امام علی(ع) بیعت کردند و آن بزرگوار با اصرار فراوان مردم، حکومت را به دست گرفت و خلافت به مسیر اصلی خود بازگشت،‌نخست درصدد بر آمد که کارگزاران فاصد و نا شایسته‌ای را که با معیارهای غیر الهی برکارها گماشته شده بودند،‌ از کار بر کنار کند. چون آن حضرت(ع)، دریافته بود که گام اول در طریق اصلاح جامعه،‌عزل نا بخردان است. با افرادی چون معاویه، عبدالله بن عامر، یعلی بن امیه و عبدالله بن ابی سرح، چگونه می‌تواند کارها را به اصلاح آورد.

 امنیت اقتصادی

در برنامه‌ریزیهای اقتصادی، امینت، عامل مهمی است که بدون آن رونق و شکوفایی اقتصادی امکان پذیر نیست، منظور از چینین امنیتی، شیوه برخورد دولت با تجار و کسبه و تولید کنندگان و کارگران و برنامه‌ریزی دولتی در جهت امنیت شغلی آنان است. آن حضرت در این باره می فرماید:

«... هرگز مبادا کسی را از مایحتاجش باز دارید و از رسیدن به خواسته‌اش بی‌بهره نمایید، هرگز مبادا از برای گردآوری خراج، پوشاک زمستانی یا تابستانی کسی را،‌ یا حیوان سواری را که با آن کار می کند، یا برده خدمتکارش را بفروشید، هرگز مبادا احدی از مردم را برای درهمی بی‌ارزش تازیانه بزنید، و هرگز مبادا به مال خواسته احدی ازمردم از مسلمان نمازگزار تا اقلیتهای در گرو پیمان دست بیازید، مگر اسب و جنگ افزاری بیابید که در تجاوز به مسلمانان به کارگرفته شده است. در چنین صورتی، سزاوار نیست که مسلمان،‌ آنان را در اختیار دشمن باقی بگذارد تا بر ضد مسلمان شوکتی بیاید.»

آن حضرت در جای دیگری در همین باره می فرماید:

«بر مبنای  تقوای خدایی که یگانه است و برای او شریکی نیست به پیش رو! هرگز مبادا مسلمانی را بیمناک سازی، یا بر (زمین و باغ) او به غیر دلخواهش و به زور وارد شوی و گذر کنی، یا از او چیزی بیشتر از آنچه حق خدا در مال اوست بگیری... »

رعایت حقوق محرومان در تعیین بودجه اقتصادی

محرومان و مستضعفان هموواره مورد توصیه حضرت امیر(ع) بوده‌اند، آن بزرگوار لحظه‌ای از رسیدگی به حال آنان غافل نبود؛ نه تنها خود، چنین بود بلکه این امر را به کارگزارانش هم توصیه می‌کرد؛ در این جا یک نمونه از سفارشهای آن حضرت به مالک اشتر را در این باره می‌آوریم:

«خدای را، خدای را، در خصوص فرودستان، زمینگیران، نیازمندان، گرفتاران، و دردمندانی که دردشان را هیچ چاره‌ای نیست، چه در میان این قشر، کسانی به دریوزگی روی می‌آورند و کسانی با نیاز آبروداری می‌کنند. پس، برای خدا، پاسدار حقی باش که خداوند بر ایشان تعیین کرده است و تو را به رعایتش فرمان داده است و از بیت المال و محصول زمینهای غنیمتی اسلام در هر شهری سهمی برایشان در نظر بگیر، چرا که برای دورترین مسلمانان، همانند نزدیکترینشان سهمی هست و تو مسؤول رعایت حق همانی.

پس هرگز مبادا سرمستی ریاست، تو را از آن باز دارد که انجام گرفتن کارهای فراوان از آنان بر مدار و روی بر مگردران، و بویژه امور کسانی از این قشر را بیشتر پرس و جو کن که چندان کوچک و بی‌شمارند که به چشم نمی‌آیند و نمی‌توانند به تو دست یابند. بدین منظور برای این گروه از نیازمندان، بخشی از نیروهای مرود اعتمادت را که خدا ترس و افتاده‌اند آزاد بگذار تا گزارش امورشان را نزد تو آورند، سپس در موردشان به گونه اقدام کن که در روز دیدار با خدایت پوزشی باشد که این قشر را به انصاف تو، بیش از دیگران نیاز است و هرچند عملکر تو باید به گونه‌ای باشد که در پیشگاه خداوندت در ارتباط با حقوق همگان، پوزشی پذیرفته باشد. از یتیمان خردسال و پیران سالخورده که چاره‌شان نیست و خود در موضع درخواست نمی‌نشانند، پیوسته‌ دلجویی کن و این مسؤولیتی است بس گران بر دوش زمامداران، و حق درهر شکل و مصداق، گران است، ولی بسا که خداوند آن را برای مردمی که آخرت خواهند و با تکیه زدن بر راستی وعده خداوند، شکیبایی می‌ورزند، سبک سازد.»

 

+نوشته شده در ساعت توسط مدیر